وب نوشته های دکتر محیصا

...بعضی روزا اصن یه جور خاصی بد میگذره ... هر کاریم میکنی درست نمیشه: مریضای دیروزم:

اول آقایی بودن برای ترمیم دوتا از دندوناشون ... وای نمی دونید چه بیمار ماهی بود ...خیلی سنگین و متین چشماشو بسته بود و منم داشتم دو تا دندونو برای آمالگام تراش می دادم ... اول همه چی اکی بود بعد کم کم انگل کار نمی کرد ... خواستم نوار ماتریکسو باز کنم گیر کرد به لب بیمار ... اصن تراش دندون به عصب رسیده بود پوسیدگیا تموم نمی شد ...بعدم که وقت برداشتن نوار ماتریکس کاسپ بیلد آپ شده کنده شد از اول پر کردم .... یعنی دلم برا خودمو بیمار کباب بود ... آخرش به هر ضرب و زوری بود تموم شد هر چند ته دلم راضی نبود تازه کانتکتشم باز بود... کلی شرمسار ازمریضم به خاطر زخمی شدن لبش عذر خواهی میکردم که گفتن عیبی نداره این که چیزی نیست دکتر قبلی لبمو سوزوندن ....گریه  این وسطا مریضی که قرار بود 4 بیاد 5 اومده بود و منم که فکر می کردم کار مریضم زود تموم میشه بهش گفتم بشینه ... حالا که کارم طول کشیده بود کلی مدعی بود وقت من گرفته شده ....

این وسطا اینم بگم که منشیمون ماشالله هزار ماشالله از زیر هر کاری در می رفت و یکسره سرش تو وایبر و واتس آپ بود ...

و من مجبور شدم تک و تنها و بدون منشی توی درمانگاه بمونم کار مریضمو انجام بدم که بد قول نشم عصبانی

آخرشم خسته و شرمسار برگشتم خونه ....خجالت

پی نوشت: چند روز بعد اون مریضم که کارش خوب نشده بود اومدن با شکایت التهاب لثه ...بنده خدا حق داشت چون کانتکت (تماس بین دندونا) باز بود غذا جمع میشد و التهاب لثه و تحلیل استخووون می داد .... دوباره تراش دادم بستمش .... مریض دیگه راضی و خشنود باشه صلوات ...

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢٢ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

Design By : Pars Skin