وب نوشته های دکتر محیصا

موندم حیرون حیرون ... بین دوراه ناراحت

اینکه کارمو با کیفیت انجام بدم یا با سرعت تمومش کنم واقعا توقع مردم از ما چیه؟؟؟؟

چند هفته پیش یه بچه اومد پیشم که دندونش به شدت درد میکرد مامانش اصرار کرد براش کاری کنم منم تصمیم گرفتم پالپوتومی کنم ... به سختی تونستم سه تا کانالو پیدا کنم یه کم فایلینگ هم انجام دادم ... امروز برای ادامه ی کارش اومد ... چقدرم کانالا تنگ بودن آخرای فایلینگم انگشتام درد گرفته بود ... قبل آپچوره هم باز گرافی گرفتم ... 

و تصور کنید مامانش بارها وسط کار میومد میگفت تموم نشدآخ 

ترمیمشم خیلی سخت بود از یک سمت لب به لب استخوون پوسیده بود از طرف دیگه مریضم مدام زبونشو به دندون می زد همشم میگفتم زبونتو نزن ولی وقتی داشتم کاسپشو ریداکت میکردم زبونش به فرز خورد البته یه مشکلم این بود فرز فیشور کوتاه نداشتیم گریه... همینجور خون میومد منم یک بخیه زدم اونم چه نخ بخیه ی افتضاحی داشتیم به سختی گره خورد... قشنگ دوست داشتم وسط کار سر خودمو گاز بگیرم گریه

خلاصه کارم تموم شد و به مریضم گفتم برو دهنت بشور ... یهو مامانش اومد و گفت میدونستم یه بلایی سرش آوردید که کارش انقدر طول کشیده زبونشو بریدید هیپنوتیزم 

فکر کنید بعد از این همه زحمت بیان اینجوری بهت بگن .... من که فقط گفتم بخیه اش چیز مهمی نیست خودش زبون زده اگرم میخواید همین الآن بخیه رو در میارم زیاد خون نمیاد بعدم رفتم بخیه رو درآوردم ... ولی اون ول کن نبود نه من پولشو نمیدم تا فردا ببینم چی سر بچه ام آوردید ...فکر کردید تا حالا دندونپزشکی نرفتم نمیدونم چه جوریه!!!! فلان جا و فلان جا رفتیم خیلی سریع کارش تموم شده ... 

من سریع محلو ترک کردم تا گریه ام نگیره واقعا خسته بودم ... نمیتونم مردممونو درک کنم ... آخه چرا؟؟؟

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/٢٥ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

Design By : Pars Skin