وب نوشته های دکتر محیصا

تو خونه و محل کار و بازار و همه جا پیشوند اسم ما شده دکتر ... انقدر این کلمه تکرار میشه که گاهی دلم برای اسمم تنگ میشه ... دکتری هم مثل خیلی از پیشوندا ظرفیتشو میخواد ...

گاهی احساس میکنم خیلی از همکارام توی این کلمه هضم شدن ...

چندروز پیش مریضی داشتم که کارش طول میکشید و همکارم بیکار بود بهشون گفتم مریض بعدیمو انجام میدید که معطل نشه ... ایشونم وقتی فهمید کارش اندو با روی باز پذیرفت ... در پایان مریض دوباره برگشت پیشم برای یه دندون دیگه اش نوبت بزنه ... وقتی رفت منشیمون گفت وقتی خواسته بره گفته من روم نمیشه اگر میشه به دکتر محیصا بگید خیلی مهربونه ...گویا همکارم خیلی به مریض بی احترامی میکرده ....

کلمه ی دکتر از نظر خیلی از همکارای ما یعنی:

 باکلاس بودن 

 از بالا به آدما نگاه کردن 

دستور دادن به دستیارا 

کمتر حرف زدن با مریضا 

با آژانس بیای و بری

قدم زدن و تاکسی سوار شدن ممنوع 

کارای ساده و سخیفی که تعرفه هاشون کم هست مثل ترمیم یک سطحی و غیره و انجام ندی فقط عصب کشی و بیلد آپ 

و ... 

توی محل کارمون بحث مهریه بود و برام عجیب بود که همکارای تحصیل کردم میگفتن باید به سن تولد باشه با یکیشون که صمیمی تر بودم گفتم بعد ناراحت نمیشی تو مراسمت سر مهریه چونه بزنن گفت چرا جواب منفی میدم بهشون ... مهریه برا کلاسه الآن با این قانونا واقعن کی داده کی گرفته ...

اوووووه 

دلم تنگ شد برای دانشگاهمون چقدر زیاد بودن دانشجوهایی که هنوز توی این دنیای کلمه و قافیه هضم نشده بودن و کلی شاد بودیم و میخندیدیم و هدفمون تو این دنیا نه کلاس بود و نه پز ... مهریه ی یکی از دخترای کلاسمون که پدرو مادرشم متخصص بودن فقط یک سکه بود همین ... یادآوری اینجور دکترها خیالمو راحت میکنه دنیا هنوز هم قشنگه با وجود خیلی از هم کلاسی های متعهد و طبیبم که قلبشون برا مریضاشون می تپه ... 

اما چرا باید اینجوری بشه مقصر کیه فقط دکترها؟؟؟ فکر میکنم انتظارات مردم از پزشکا هم به این مساله دامن زده ... خود مردم هم وقتی میبینن یک پزشک با کلاس و از بالا برخورد میکنه بیشتر به پزشک بودن و کارش اعتماد دارن... 

بعضا هم دیده شده ازرفتار متواضعانه و خاکی بودن دکترا سو استفاده شده و نتیجه اش هم شده این تغییر رویه که باعث شکاف بزرگی بین طبیب و مردم شده ...

تا جایی که گاهی با این سوال که واقعا شما دکترید؟؟؟ یک جا تمام اعتقاداتتو  ویران میکنن که الآن باید به حال خودم تاسف بخورم یا مردمم..

 این مساله یک فرهنگ متقابله که در هردو طرف ضعف هایی وجود داره ... ضعف هایی که گاهی بوی کینه هم میده ...

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/٢۳ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

Design By : Pars Skin