وب نوشته های دکتر محیصا

اول صبح یک خانم خیلی خیلی پیر و نحیف همراه دخترشون از راه خیلی دوری اومده بودن  ... چون نوبت نداشتیم، مریضم و البته بیشتر همراهش مدام اصرار کردن همون روز براشون یه کاری انجام بدم  ... گفتم بمونن اگر مریضی نیومد چشم ....اونا هم موندن تا آخر وقت ... نوبتشون که شد ...

ازشون پرسیدم دارویی نمیخورن گفتن بله فلان داروی قلبی و ....

گفتم سابقه ی سکته نداشتن؟ گفتن بله 

گفتم کی ... مدام طفره رفتن تا اینکه فهمیدم یک ماهه سکته کردن ...ناراحتآخ

یعنی الآن باید توی رخنخواب میبودید و استراحت می کردید!!!!!!

گفتم نمیشه تا شش ماه نباید هیچ کاری انجام بدیم مگر اینکه درد داشته باشی ... 

اصرار اصرار که انجام بده!!!! منم انکار انکار که هرگزززززززززز

آخرش همراهش گفتن نمیشه قرص زیر زبونی براش بذاریم براش پر کنی؟؟؟

یعنی به هر قیمتی می خواست برای مادرش کار انجام بدیم انقدر اصرار کرد که یکی از مریضا بهش گفت مث اینکه خودت میخوای بکشیش!!!!!!!! اینجا بود که دیگه راضی شدن برن لبخند

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/۳۱ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

فکر می کنید غم درد دهان چیه و کی باید این غمو بخوره ؟؟؟؟

اکثر بچه ها دندونای شیریشون پوسیدگی داره ...خیلی از بچه ها هنوز نه سالشون نشده دندون آسیای اول دایمیشون که شش سالگی دراومده به شکل افتضاحی خراب شدهناراحت

اکثر مردم ما التهاب لثه و جرم دندون دارنناراحت

تو سن جوانی و نو جوانی باز هم مردممون دندونایی دارن که به شدت خرابه و نیاز به درمان داره

اما چرا مراجعه نمیکنن؟

1.به اهمیت مسأله واقف نیستن 

2.به کار دندونپزشکی اعتقاد ندارن

3.مشکل مالی وجود داره 

یک قسمت بزرگی از اون به فرهنگ سازی و واقف کردن به اهمیت برمیگرده اما قسمت مالیش مساله ایه که اصلا قابل اغماض نیستناراحت

متاسفانه بخش دولتی که شامل مراکز بهداشت زیر دانشگاه میشه بودجه میلیاردی دریافت کرده تا درد دهانو دوا کنه :با معاینه و فیشورسیلنت و فلورایدتراپی و بعضی جاها با حضور دندونپزشکی باوجدان ترمیم هم انجام میشه ...بیشترشم میشه کارانه ی دندونپزشک و کاردان البته اگر نشتی های مالی اداراتمونو نادیده بگیریم ...

تازه اون فلوراید و فیشورم گاهی درست انجان نمیشه روی دندون پر از دبری فلوراید میزنن و به بچه هایی آموزش بهداشت میدن که مسواک هم ندارن ناراحت

توی این مدت کاریم بهترین روشی که برای حل درد دهان توجهمو جلب کرده ...بیمه ی نیروهای مسلح بوده که خیلی جدی و سفت و سخت اجازه نمیده کسی از دفترچه کسی استفاده کنه و به خوبی هم خدماتی مثل عصب کشی و ترمیم و حتا بعضی کارهای تخصصی رو تحت پوشش قرار داده لبخند

کاشکی اون بودجه های میلیاردی رو صرف بیمه کردن مردم میکردن ... 

یا حداقل بررسی کنن آیا با دهها برابر کردن بودجه درد مردمم ده برابر خوب شده یا نه ...

 نمیخوام منکر خوبی های طرح تحول نظام سلامت بشم ... اما نسبت به بودجه اش اهدافش تامین نشد....

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٩ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

اولش با یک ریتم کند که گویا روزمره ها و سنت ها رو نشون میده شروع شد ... کم کم خود واقعی آدمایی رو نشون داد که کمتر توی تلویزیون جا داشتن ... خود واقعی آدمایی که همیشه کنارمونن ... آدمایی که قضاوت می کنن... دو به هم زنی می کنن ... فقط منافع خودشونو میبینن ... پارتی بازی براشون یک امر عادی و روتینه (چه بسا برای اینکه پارتیشون بگیره نذری هم بکنن و از خدا کمک بگیرن) ...

و حالا اگر اون پارتیشون اهل پارتی بازی نباشه .... دریایی از تهمت و بداخلاقی ها نصیبش میشه یا باید شغلشو کنار بذاره یا اقوامشو یا بمیره ...و اگر این انسان های خوب شغلشونو کنار بذارن معلومه پست ها نصیب چه کسایی میشه!!! مثل تنازع برای بقاست کسانی که به اصطلاح رایج و مردم پسندانه کار راه اندازهستن و روی مردمو زمین نمیندازن!!!! همیشه هستن و بالاتر هم میرن

این حکایت تلخ مردم ماست ... مردمی که همیشه از بند پ بد میگن اما ازش مثل یک امر روتین  استفاده می کنن ... خیلی ها هم ممکنه در حالت عادی بهش نیاز نداشته باشن و لیاقت کارشونو داشته باشن اما از ترس اینکه نکنه جاشون توسط یک بند پ دار اشغال بشه متوسل به همین ریسمان بشن ... تلخه تلخ تلخ دل شکسته

البته آخر فیلم همه متنبه شدن و به خیر و خوشی گذشت به قیمت سکته کردن فامیل درستکار!!!!!

البته در واقعیت با وجود سکته و مرگ هم این سبک و سیاق تغییری نمیکنه ....

با احترام تقدیم به عوامل سریال پایتخت

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٩ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

از بچگی از کسی که لباس سربازی تنش بود می ترسیدم .... این ترس ناخود آگاه باهام بود تا حالا که توی یکی از درمانگاه های ناجا پاره وقت کار میکنم ... جایی که اکثر همکارام و مریضام سربازن ... همشون از من کوچیکترن و بسیار بسیار مودب و مظلومن ... اون ترس ناخود آگاهم ریخته شد ... الآن مریضایی دارم که اگر یک ساعت هم معطل بشن نهایت اعتراضشون اینه مرخصیم تموم شد کی بیام ؟گریه

منشی هامونم سربازن ... همه ی کارا رو تند تند بدون غر و لند انجام میدن... گرفتن گرافی و ظهور ثبوتش رو هم کامل بلدن ... تازه سرشون توی وایبر و واتس آپم نیست لبخند حالا چشمشون زدم چشمکخدایا همینجوری خوب بموننلبخند

امروز روی میز پذیرش یک مجله مربوط به ناجا دیدم که عکس آقایی رو زده بودن و کلی ازش تعریف و تمجید کردن چون که : صد هزار تومن رشوه نگرفته!!!!!!

برای منشی هامون خوندمش کلی خندیدن که ای بابا به ما توی راهنمایی رانندگی پیشنهاد میلیونی هم شده قبول نکردیم... و اما گمنامن ... البته برای ما و مجله ها گمنامن و پیش خدا جون خوشنام لبخند

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٢ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

یکی از خصوصیات کاری من اینه تمام تلاشمو میکنم کارم برای مریض عالی باشه ممکنه همیشه بهترین نشه اما تمام تلاشمو میکنم ... اما متاسفانه این خصوصیت من از طرف سایر همکارا تعبیر به وسواسی بودن و کند بودن میشهناراحت مریضامم دو دسته ان گاهی به خاطر دقتم تشکر میکنن و گاهی حوصلشون سر میره و مدام غر میزننگریه

سر یکی از مریضام خیلی وقت گذاشتم و واقعا هم کارش خوب شده بود ولی هی بهم غر میزد که دیرم شده گفتم باقی دندوناتونو من انجام نمیدم بدید به سایر همکارا ... (مثلن خواستم برا مریضم ناز کنمخجالت) مریضمم هم خیلی شیک و مجلسی آخر کار فرمودن ببخشید من میخوام بقیه ی دندونامو آقای دکتر دال که یونیت بغلی هستن انجام بدن البته ناراحت نشید خانم دکتر برای سرعت عمل میگمناراحت

منم خیلی روشنفکرانه گفتم چشم و به آقای دکتر گفتم ایشونم با وجودی که وقت نداشتن قبول کردن که با یک مریض ایشون جابه جا کنم اما چی شد مریض امروز اومدن و آقای دکتر به شدت سرش شلوغ بود و مریضاشونم همشون مریض قبلی خودشون بودن ... یه جور خاصی حس بدی داشتم ... تا اینکه دست دکتر فر دوست خودم بیکار بود و قرار شد کار مریضو انجام بده بسی مسرور شدم که یهو فر اومد بهم گفت مریضتو رد کردم گفتم چرا؟؟؟؟ گفت چون دفترچه خودش نبوده ...دفعه ی قبلی هم اشتباهی براش کار کردی احتمال داره کسورات بخوره ...

این جور شد که کار مریض دل شکون من انجام نشد ...

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٢ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

از یکی از شهرستانای اطراف یه مریض فسقلی ناز اومد تا دندونشو پالپوتومی کنم(یه جور عصبکشی اطفال) ... از قبل نوبت نداشتن برا همین  تا آخر وقت موند تا دست من خالی شد و براش انجام دادم... بدون بی حسی ترمیماشو انجام دادم ... نمیدونید بچه چقدر آروم و ماه بود ... مامانش استرس داشت به مامانش میگفت نگران نباش تعجب فکر کنم شش هفت سالش بود ... مامان باباشم کلی با پسر شجاعشون حال کردن واسه همین چپ و راست از بچشون زیر دست من عکس میگرفتن کلن از منم که اجازه نمیگرفتن متفکر قرار شد یک جلسه دیگه هم بیان... جلسه ی بعد کلی غافلگیر شدم مامانش برام ترشی و کره ی محلی آورد خجالت به به ترشی ترشی ترششششششابله

خدا از این مریضا نصیبتون کنه هم قدر دان هم مهربون و مهم تر از همه همکار لبخند

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٢ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

دعوا از اونجا شروع شد که منشی جانمان یکریز سرشون توی وایبرو واتس آپ بود...وسط کارم بهشون گفتم این ساکشن نمیکشه بیا و تخلیه اش کن ...منم در حین جرمگیری تو دهن مریض در حال کنکاش بودم و منتظر بودم که منشیمون بیان ساکشنو ازم بگیرن ....یهو دهن مریض پر آب شد گفتم یعنی این بزاقه ؟؟؟نه خیلی زیاده ...مریض بالا آورده؟؟؟ نه قیافه اش طبیعیه ...

وای خاک به سرم ساکشن تو دهن مریض تخلیه شده .... سریع ساکشنو درآوردم و گفتم خانم دارید چکار میکنید .... کاردم می زدن خونم در نمیومد ... مریضو فرستادم دهنشو بشوره وسط این هیری بیری منشی به جای عذر خواهی میگفت تقصیر شماست ساکشنو ندادید به من فکر کردم اون یکی رو باید تخلیه کنم (خدا خیرت بده اخه خواستی اون یکیم تخلیه کنی که این یکی خالی شد) ... منم گفتم مث اینکه یه چیزم بدهکار شدیم ... فرمودن نه ما همیشه بدهکاریم 

مریض اومد و گفت عیبی نداره ... بنده خدا فکر کنم نمیدونست چه فاجعه ای براش رخ داده ... منم بلند گفتم از طرف منشیمون عذر میخوام... منشیمونم که انگار نه انگار تازه از دست منم ناراحت بودن باهام حرف نمی زد... 

راستش منم مقصر بودم باید حواسم میبود منشی داره چکار میکنه ...چند روز بعد رفتم مسافرت براش یه سوغات کوچولو خریدم اما از اونجایی که نمیدونستم چطور باید آشتی کنم چند روز نرفتم سر کار بلاخره رفتم ولی منشیمون نبود ....حالا که من تصمیم گرفته بودم قورباغه مو قورت بدم نبودش. کارم تموم شد داشتم میرفتم خونه یهو منشیمونو تو خیابون دیدم بعد از سلام احوالپرسی منشیمون کلی ازم عذر خواهی کرد و ابراز دلتنگی نمود و منم سوغاتی رو بهش دادم و اقرار کردم منم شریک اشتباهم و همه چی به خیر گذشت ... ان شا الله برا مریض مظلومم هم به خیر گذشته باشه ....

امـام صادق (ع ): به یکدیگر هدیه دهید تا دل هایتان نسبت به هم با محبت شود, زیرا هدیه کینه ها را از بین مى برد.قلب

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٢ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

از جمله امتحانات الهی در این ماه مبارک بیدار شدن در سحر هاست گریه

دختر خاله ام اومد بیدارم کنه و بعد از کلی تلاش من شرمنده پشتکار و امیدش برا بیدار شدن خودم شدم ..... با خودم گفتم بذار با لبخند با هاش روبرو بشم برا همین با لبخند گفتم الان وقت بیدار شدنه؟؟؟ اونم گفت آره...

منم خیلی منطقی دوباره پرسیدم الآن وقت بیدار شدنه یا خوابیدن؟؟؟ ایشونم با کلی خنده گفتن بیدار شدن ....

نمیدونم چرا حس کردم باید قهقهه بزنم تو خواب سوال

 بعدشم اصن هیچی یادم نمیومد این مکالماتو برام تعریف کردن قهقهه

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٢ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

Design By : Pars Skin