وب نوشته های دکتر محیصا

نوشته شده در ۱۳٩٧/۳/۱٠ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

مرغ آمین
درد آلودی است که اواره بمانده 
رفته تا آنسوی این بیداد خانه
باز گشته رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب و دانه.
نوبت روز گشایش را در پی چاره بمانده...(نیما یوشیج)

چنذ روز بابا تو خونه بود برا اینکه حوصله اش سر نره براش سریال شهرزاد رو گرفتیم ولی من به طور فشرده سه روزه کلشو دیدم ... فیلم سرشار بود از دیالوگای زیبا که واقعا یک هفته زمان لازم داشت تا هضم بشن و احساسی که بیننده رو مسحور خودش می کرد... بعد از هر قسمت احساس میکردم گلوم زیر بار بغض تنگ شده دوست داشتم زار زار گریه کنم ... ولی الان می نویسم بلکه کمی آروم بشم ... آروم بشم از ظلمی که احساس رو زیر پا له می کرد غافل از اینکه عشق هیچوقت خفه نمیشه ... از زورگویی و رانت خواری که الان هم کم نیست فقط شکلش عوض شده ... آروم بشم از فراقی که بین شهرزاد و فرهاد و قباد و شیرین می چرخید راستی ما چندنوع عشق داریم گاهی آنقدر عشق خودخواه میشه که فقط با وصال و گاهی با قفس آروم میشه و گاهی عشق آنقدر سخاوتمند میشه که مثل آسمون خودش میباره ولی کسی رو محصور نمیکنه ... انگار دلم آروم نمیشه باید کم کم بغضمو با اشک باز کنم ... دلم روزایی رو میخواد که توش نیما شعر گفته و شهریار غزل خونده و عشق بی پرواست ... اما نه انگار خیلی دوره و خیلی سخته تو روزایی بود کودتاچی ها سرنوشت آدما و کشور رو تعیین کنند ... راستی کودتا چیا کیا بودن مگر مردم نبودن چه زمانی بوده وقتی آدمایی با اون همه حس زیبا شعر می گفتند عده ای شرف رو به پول می فروختند ... باید خوشحال باشم در زمانی زندگی میکنم که دکتر فاطمی هایی داریم که هنوز سرنوشت و عزت خاکمون براشون مهمه هرچند باز هم پارتی و دزدی و رانت  شنیده میشه اما بغض این روزها به اندازه ی غم اون روزها بزرگ نیست ... دکتر فاطمی رو خیلی نمی شناختم ولی وقتی گفتند اعدام شدند احساس کردم قلبم درد گرفت زندگی نامه شونو خوندم که روز عاشورا به دنیا اومده بود انگار در هرزمانی که مبارزه با ظلم باشه حسین (ع) هست البته که تار و پود حق با خون حسین (ع) بافته شده... نمیدونم وقتی دکتر فاطمی اعدام شده چه حسی داشته و به چی فکر می کرده اما مطمینم در طول زندگی لحظه ای به ما فکر کرده به آینده ی ما به آرامش ما به عزت ما ...

سید حسین فاطمی در مورد ترور خود چنین می‌گوید :

«برای جامعه و ملتی که می‌خواهد زنجیرهای گران بندگی و غلامی را پاره کند، این طور رنج‌ها و جان سپردنها و قربانی دادن‌ها باید امری عادی و بسیار ساده تلقی شود. تنها آتش مقدسی که باید در کانون سینهٔ هر جوان ایرانی برای همیشه زبانه بکشد این آرزو و آرمان بزرگ و پاک است که جان خود را در راه رهایی جامعه و نجات ملت خود از چنگال استعمار و فقر و بدبختی و ظلم و جور بگذارد»

 

پی نوشت: کارگردان شهرزاد آقای فتحی مثل همیشه سریالی بسیار قوی و عالی ساختند سریالی که برگی از تاریخ کشورمون رو ورق زد به این کارگردان ایرانی افتخار می کنم ....

با احترام تقدیم به عوامل سریال شهرزاد

 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٢/٢٦ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

برادرم هم میهنم نمیدانم در زیر آوار فرصتی برای آه کشیدن یافتی ... نمیدانی بعد از شنیدن این خبر چندبار آه کشیدم نه برای ارامشی که الان در ان غرق شدی ...نه برای ملاقات خداوندکه وعده دادند از شما که شرمنده عیال بودید مثل برادر از برادر عذر می خواهد ...برای دنیای پر از رنجی که برای خوبان زندان شده آه کشیدم...برای دختری آه کشیدم که پدرش با دستان و صورت سیاه قهرمان زندگیش بود و حالا نیست ... برای عرق جبینت که فرصتی برای پاک کردنش نیافتی ...برای تمام آرزوهای پدری برای دامادی پسرش اه کشیدم که زیر خروارها خاک است ... برای حسرت عشقی گریستم که تازه جوانه زده بود و حال خاک مرگ بر ان پاشیده شده ...برادرم در تب و تاب انتخابات برای مظلومیتت گریستم برای حقوق عقب افتاده ات غصه خوردم و غبطه خوردم به ایمانت که همچنان این زندان را برایت قابل تحمل کرد ... حتما زمانی می رسد این رنجها پایان می پذیرد روزی می رسد تمام تبعیض ها برابری می شود روزی که دستان زمخت محترم شمرده می شوند روزی می رسد که از سر شوق اشک می ریزیم روزی که او می آید ...

نوشته شده در ۱۳٩٦/٢/۱٤ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

مولا علی (ع) درباره پیامبر اکرم (ص)فرمودند: طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ اَحْکَمَ مَراهِمَهُ وَ اَحْمی (اَمْضی) مَواسِمَهُ، یَضَعُ ذلکَ حَیْثُ الحاجَةِ اِلیْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ وَ آذنٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُکْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوطِنَ الْحَیْرَةِ

 

پیامبر طبیبى سیار است که بر سر بیماران حاضر می‌شود؛ و مرهم ‏هایش را به‌خوبی آماده ساخته؛ و براى مواقع اضطرار و داغ کردن محل زخم‌ها ابزارش را گداخته است تا به هنگام نیاز براى قلب‌های نابینا، گوش‌های کر، و زبان‌های گنگ قرار دهد. با داروى خود در جستجوى بیماران فراموش‌شده و سرگردان است.

 

خطبه ی 108 نهج البلاغه 

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٢/٢۸ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

در دنیا دو مکانیسم مدیریت و نظارت اداری وجود داره. یکی شرقی هست که پایه گذار اون ژاپنی ها بودن. بر اساس این الگو هر کارمندی موظفه همکار هم رده خودشو رصد کنه و اگه خطایی دید تذکر بده. در واقع یک مکانیزم نظارتی عرضی در اونجا حاکمه. ولی نوع غربی که در آمریکا و اروپا جاری هست طولی هست. یعنی وظیفه نظارت و تذکر دادن به عهده مافوق هست و در صورتیکه کارمند مرتکب خطایی بشه این مافوق مستقیم هست که باید پاسخگو باشه. اینکه کدوم روش بهتر هست من نمیتونم اظهار نظر کنم. چون هر دو روش دارن خوب جواب میدن. مهم اینه که ما سردمدار یک مکانیسم نظارتی هوشمندانه هستیم که در هیچ جای دنیا رایج نیست. عجیبه که چرا هیچکی به فکرش نمیرسه از این روش واسه مملکت خودش الگوبرداری کنه!

این روش همانا سپردن مواظبت و مراقبت از هر فرد به زیردست خودشه. همون مکانیسم طولی هست اما سرته! شرطش هم اینه که این زیردست نباید شناسایی بشه و همیشه هم باید در سایه قرار بگیره و به محض اینکه کارمندی کسی رو بالای سرش ندید و دست از پا خطا کرد خفتش کنه. به همین خاطر اسم "حراست" یا "حفاظت" در ادارات نباید شما رو به این اشتباه بندازه که وظیفه اونا حراست و حفاظت از نیروها هست. در واقع هدفشون حفاظت از این ساختار مخوف هست. شاید یکی از دلایل فرارمغزها عدم تحمل چنین ساختاری باشه. چون هیچ زیردستی قسم نخورده که سلایق و علایق و خصومتهای فردی و جناحی رو در این روند خفت گیری دخیل نکنه.

البته فرد بالادست هم دست رو دست نمیزاره. دائم مترصد یه فرصتیه که انتقامشو بگیره. و چون معمولا نمیدونه از کی باید انتقام بگیره دسته جمعی یه عده رو هدف ترکش قرارمیده. برایند این دو نیروی از بالا و پایین یه جایی به تعادل میرسه که این جا همون ادارات دولتی ما هست. این که گفته میشه کار مفید در مملکت ما چهل و پنج دقیقه هست به نظرم درست نیست. چون بقیه ساعات کاری هم صرف کسب اخبار و اطلاعات و گرا گرفتن و نقطه ضعف جمع کردن  میشه تا به حفظ این ساختار کمک کنه. گاها این کینه شتری و تبعات اون تا داخل خونه افراد هم رسوخ میکنه که میتونه مصداق اضافه کاری و دورکاری باشه.

منبع: وبلاگ خاطرات یک پزشک 

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٢/۳ساعت ۳:٥٦ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

واقعا پذیرشمون قاطی کرده ... میگه امار من با دفتر شما نمیخونه منم گفتم شما جدا امار بده منم جدا ... نمیشه که ثابت کرد کدوم درسته نه قبضی دستمه نه چیزی ...حالا به خودش گرفته تو به من گفتی دزد!!!!! بعدم دفتر اتاقو بی اجازه برداشته رفته شبکه میگه این به من گفته دزد ...یعنی یه وضعی نمیدونستم بخندم با گریه کنم ... بعدم میگفت ازت عکس گرفتم داشتی ترمیم کار میکردی ولی مریض پول نداده!!! الان اینا تو عکس مشخصه عایا؟؟؟... خدا شفاش بده به حق این شبای عزیز ... اولش از دستش حرص میخوردم ولی الان خنده ام میگیره ... 

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٢/۱ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

1)خواستم دندون یک بچه پونزده ساله رو بکشم مامانش استرس داشت هی دعا میخوند گفتم اگر میترسی برو بیرون ... وقتی دندونو کشیدم مادر و فرزند همو بغل کردن گریه میکردن :) مادر میگفت بهم گفتن باید جراحی بشه ... 

2)منشیمون طبق معمول فورو خاموش کرده بود وقتی روشنش کردم دیدم وسط سیکل خاموش شده گفتم اینا همه غیر استریلن نمیشه با اینا کشید این وسط یکی از همکارا گفت برادرش میخواد بیاد گفتم نه نیاد وسایل استریل نیست رفت پیش منشی اونم گفت دکتر الکی حساسه من روشنش کردم زود خاموشش کردم دست دکتر نسوزه !!!!:''(  غم انگیز تر این بود همکارمون برگشت گفت عیبی نداره براش بکش یعنی حرف منشی از من معتبر تر بود .... البته من یه سری وسیله اطفال داشتم که با اونا دندونا رو کشیدم ... ولی واقعا غم این خفته ی بسیار خواب را در چشم پر خونم می شکند 

3) پسر یکی از همکارا مدام میاد کنارم وایمیسه کار منو تماشا میکنه ..خیلی کپل و بانمکه ...میگم میخوای چکاره بشی؟ میگه دندونپزشک حیوونا 

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/٢٥ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

همه جا وقتی کار کلینیکی و دولتی باشه یک مددکاری وجود داره تا برای افرادی که بضاعت کافی ندارن درمان رو مجانی کنه...حتی دانشگاه که قیمت هاش فوق العاده کم بود داشت... ولی مرکز بهداشتی که جدیدا اومدم نداره ... یعنی قبلنا هم مراکز بهداشت نداشتن اما وقتی من ببینم مریضی پول نداره میتونستم رایگان کنم و اصلا جزو امار خودمم ننویسم  ... اما اینجا نمیشه چرا؟؟؟ چون خانم پذیرش یکریز منو رصد میکنه و هرکس که رایگان باشه رو به شبکه گزارش میده اونا هم انقدر بیکار که پاشدن اومدن به من تذکر دادن و گفتن نباید دلت بسوزه و هفت هزار پول کشیدن رو حتما بگیر!!! مونده بودم اخه پنج نفر کشیدن رایگان در ماه به کجا برمیخوره ...یه مدت پذیرشمون کتمان کرد که اون اطلاع نمیداده ...منم خیلی گیر ندادم ...فقط با شبکه صحبت کردم و اونا هم مسوولین درامد رو توجیه کردن که این مساله در دایره ی اختیارات دندانپزشک هست ... 

ولی باز هم وقتی خواستم از کسی که فقط دوتا دندونشو جرمگیری کردم پول نگیرم (اخه

 مریضی که فقط دوتا دندونشو جرمگیری کردم چرا باید پول کل دوتا فک روبده)پذیرش به امورمالی زنگ زدو اونا هم گفتن دفترچه مریضو بگیر و بهش نده تا رسیدگی کنیم ... مریض بیچاره هم از روستا میومد منم به پذیرش گفتم سریع دفترچه رو پس بده و بعدهم با پیشنهاد شبکه و رییس مرکز پذیرش از اتاق من رفت بیرون... هرچند از دور رصدم میکنه:(و با وجودی که درامد دندونپزشکی مرکزخوبه نمیدونم چرا امور مالی چشم دوخته به این چندنفر رایگان .... 

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱۱/۱۱ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ توسط دکتر محیصا نظرات ()

Design By : Pars Skin